تبليغاتX
از سبز به سبز


از سبز به سبز

دنگ....دنگ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت، نمی آید باز.قصه ای هست که هرگز دیگر، نتواند شد آغاز.



1000 تا سلام به دوستای گلم که دلم براتون شده بود قد سوراخ جوراب یه مورچه!!! خوبید؟؟ خوشی؟؟ سلامتید؟؟ به امید خدا شنبه اولین آزمونمون رو باید بدیم و چون از درس های سال گذشته است خیلی مشکل نیست، البته اگه این رو از اول بهمون میگفتن بهتر بود!!!!!! راستش اگه خدا بخواد می خوام خانوم مهندس بشم...یا مهندس برق یا مکانیک!!!البته دارم در مورد مهندسی پتروشیمی هم تحقیق می کنم!!! خب بریم سر اصل مطلب...سه شنبه ای که گذشت فیلم شکلات داغ کلید خورد که امیدواریم به جشنواره فجر برسه، ببینیم امسال آقا حامد چه کار می کنه!!!

 

 

چی؟؟...یکشنبه رویایی چیه؟؟...الان میگم دیگه!!!

این یکشنبه که گذشت برای بار دوم با یاسی جون رفتیم نمایشگاه مطبوعات، توی این دوبار مهدی امینی خواه(همون پسر باحاله تو خط شکن) و یلدای دلنوازان و نریمان و افشین قطبی و دو نفر دیگه رو دیدیم که از این یلدا یه امضا هم گرفتیم!!!

ما به چه امید و آرزوهایی رفتیم نمایشگاه که شاید حامد جان بیاد و...که متاسفانه چشممون به جمالش روشن نشد

خب حالا بریم سر اون اتفاق خوبه...

پسر شهید بهشتی یکشنبه به نمایشگاه مطبوعات اومد و دوباره نمایشگاه مثل اون روز که کروبی رفته بود شلوغ شد!!!

ما داشتیم می رفتیم که یکی برگشت گفت موسوی و حاج خانوم اومدن، ما هم مثل چی شروع کردیم به دویدن!!!ذوق مرگ داشتیم می شدیم!!!

بعد که رفتیم قاطی جمعیت دیدیم نه بابا شایعه بوده!!!

خانواده شهید بهشتی هم از حامیان میر حسین بودن برای همین شلوغ شد، من و یاس هم که عقده شعار دادن در ملاء عام رو دلمون مونده بود حسابی مرگ بر دیکتاتور و یا حسین...میر حسین و ...اینا کردیم!!!

وقتی این بسیجی ها داشتن چرت و پرت میگفتن من گریه ام گرفته بود!!!که یه دفعه با باتوم ریختن سر ملت و گاز اشک آور زدن!!!

همه شروع کردن دویدن، ما هم یه تلفات دادیم، پای من خورد به میز یکی از قرفه ها و الان با درد و عذاب راه میرم!!!

خلاصه جمع شدیم یه گوشه که جمعیت شروع کرد: ما اهل کوفه نیستیم...پول بگیریم بایستیم!!!

خیلی حال کردیم، ما هم همراهی کردیم و بعدش گفتیم: موسوی جونمه...رئیس جمهورمه

دیگه خودمون رو حسابی تخلیه کردیم!!!

انقدر داد زده بودیم صدامون در نمیومد!!!

اولش که داشتیم شعار می دادیم کنار یه مشت بسیجی وایساده بودیم، کم مونده بود که کتکمون بزنن!!!!

رفتم بسیج مدرسه به خاطر مزایاش ثبت نام کردم، وقتی داشتم این کار رو می کردم از خودم متنفر شده بودم!!!!!

خی دیگه اینم گزارش نمایشگاه رفتن ما!!!!

آهان راستی یه چیزی یادم رفت...روز قبلش موسوی اومده بود نمایشگاه که به خاط مسائل امنیتی داخل نیومده بود.

خب دیگه همین!!!

ایشاله این دفعه یا مثل همیشه میام یا میره تا آزمون بعدی، منتظرم باشید!!!

میلاد مسعود امام رضا هم مبارک باشه.

دوستون دارم یه عالمه...خداحافظ.

 

نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 9:0 توسط زهرا| |

سلا و سلام و سلام به همه ی شما دوستای گلم.

اومدم که یه حالی ازتون بپرسم و بگم که قصد دارم بشم رستگار رحمانی تنها !!!!!!

حالا میگید یعنی چی؟؟؟

یعنی اینکه یه چند وقت می خوام خیلی درس بخونم چون یه امتحان مشکل، در آینده ی نزدیک انتظارم رو میکشه، برای همین شاید یه مدتی نیام نت.البته این دفعه مثل دفعه های قبل نیست که بگم نمیام ولی اومدم ها!!!!!! واقعا یه چند وقتی میخوام حسابی درس بخونم شاید من هم مثل این آقای تنها نفر اول کنکور شدم!!!!

البته هنوز تا کنکور ما مونده اما دیگه از همین الان باید شروع کرد دیگه!!!!!

اگه یه ماه یا کمتر یا بیشتر (خدا عالمه!!!) پیدام نشد شما به بزرگیه خودتون ببخشید.

راستی قالب جدیدم خوشگله؟؟؟

این چند وقت خیلی زود زود قالب عوض کردم ولی این یکی رو خیلی دوست دارم.این آهنگه که داره پخش میشه هم همینطور.( اگه پخش نمیشه یه چند دقیقه صبر کنید...)

خب دیگه...راستی این آقا حامد این چند وقته خیلی پرکار شده ها!!!!!

شیفت شب و فراری و وقتی نبودم و ... اووووه، سینما ها رو هم که ترکونده!!!!!

اصلا مگه بده؟؟؟؟ خوش به حال من...!!!!

این جشن عید فطر توی شیراز هم که حامد جان رو اورده بودن نازنین جون عکس هاش رو توی وبش گذاشته بود. یه فایل تصویری هم از همون جشن برای دانلود گذاشته بود که نمی دونید چی بود.....!!!!!!

صدا که صدا نیست...از چه چه بلبل قشنگ تر....الههههیییی........

حالا منم با اجازه ی نازنین جون اون رو برای شما هم میزارم

اگه براتون باز شد حتما خبر بدید...من که کلی مکافات کشیدم تا تونستم دانلودش کنم!!!!

آخرم فقط تونستم صداش رو بشنوم و تصویر نداشتم!!!! اون صداش هم که هی بازی در می اورد!!!!!

خلاصه یکی دیگه از بچه ها که خیلی باحاله(!!!) میخواد درست و حسابی برام دانلودش کنه ، آخه من سرعت اینترنتم به این چیزا نمی کشه!!!!!

اینم لینک کلیپ مورد نظر...:

 

خب دیگه خیلی حرفیدم، چشماتون که درد نگرفت...؟؟؟؟

تا بعد خداحافظ.

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 12:53 توسط زهرا| |

خبرگزاري فارس: حامدكميلي در كنار «بابك حميديان» نقش‌هاي اصلي تله‌فيلم «شيفت شب» به‌كارگرداني «مهدي كرم‌پور» را بازي مي‌كنند به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت خبري سيما فيلم، حامد كميلي و بابك حميديان مقابل دوربين «شيفت شب» مي‌روند. اين فيلم را قرار است مهدي كرم‌پور كارگرداني كند كه هم اكنون يك سفر خارجي را در پيش رو دارد. با بازگشت او از سفر و قطعي شدن عوامل توليد ، اين تله فيلم كليد زده مي‌شود. به اين ترتيب در صورت قطعي شدن قراردادها، در كنار اين بازيگران اين عوامل در فيلم حضور خواهند داشت : مدير تصويربرداري : مرتضي غفوري ، صدابردار: حسين بشاش ، طراح صحنه : حسين مجد ، مدير توليد : سعيد شرفي كيا ، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز : بهداد اميني ، عكاس : سجاد حسيني و گريم : بابك شعاعي. اين فيلمنامه را مصطفي رستگاري فر نوشته است و داستان آن درباره افسرنگهبان جواني است كه تازه عقد كرده است. دريكي از شب ها كه شيفت كاري‌اش است ، پس از رساندن همسرش به خانه، دزدي را در حال باز كردن قفل مغازه يك طلا فروشي مي‌بيند. افسر نگهبان دزد را زير نظر مي‌گيرد و همين موضوع باعث مي‌شود تصادف كند. سارق كه متوجه ماجرا شده از اين فرصت استفاده مي‌كند و به سرعت از مهلكه مي گريزد. افسر فرد مصدوم را به بيمارستان مي‌رساند؛ ولي... دكور پاسگاه براي تصويربرداري در حال طراحي و ساخت است و با اتمام آن و بازگشت كرم‌پور از سفر، عليرضا رئيسيان «شيفت شب» را براي سيما فيلم تهيه می کند.
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 17:58 توسط زهرا| |

سلام.

یکی از این دوستان شریف ما دوست عزیزش توی یه پاساژی توی تهرانپارس حامد جان رو دیده!!!!!

داشتن اونجا فیلم بازی می کردن!!!!!

این دختر مردم آزار هم رفته توی همون مغازه و هی گفته من می خوام شلوار جین بخرم.همه رو هم خسته کرده!!!! حامد جان برمی گرده بهش میگه ما اینجا کار داریم این هم میگه مگه من کاری به شماها دارم!!!!!!می خوام شلوار بخرم!!!!!

بعد از شش دفعه پرو هم به قول این رفیقمون به شرط امضا یه شلوار میخره و میاد بیرون!!!!!

ای از این شانس خوب یه سری افراد که چیزایی که ما براش دیوونه میشیم برای اونا اصلا چیز مهمی نیست......

خب دیگه باید با خوب و بد روزگار ساخت.........

راستی احوال هفتم جدولیا چطوره....!!!! البته این تبانی برای ما آبی ها بد نشد.....!!!!! اومدیم صدر جدول........!!!!!

ای بابا اصلا یادم رفت حالتون رو بپرسم...!!!

دقیقا همین الان نظر این دوست شریف رو خوندم که گفته دوستش حامد جان رو دیده، برای همین حول شدم اومدم که به شماها هم بگم...!!!!!

راستی چهرشنبه رفتم و تردید رو دیدم، خیلی خیلی فیلم قشنگیه...بهتون پیشنهاد میکنم این اقتباس زیبا رو از شاهکار بزرگ شکسپیر ببینید، هنرنمایی حامد جان هم که دیگه حرف نداره.....!!!!

فعلا خداحافظ.........

 

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 21:12 توسط زهرا| |

سلام به شما دوستای گلم.

خوبید؟؟ خوشید؟؟ چه خبرا؟؟

انقدر دلم براتون تنگ شده بود که تونستم طاقت بیارم و زودی اومدم!!!

جونم براتون بگه وقتی نبودم رو نشون ندادنهفته ی دفاع مقدس تموم شد فراری رو هم نشون ندادنمجله ی ایراندخت و مکث هم یه مصاحبه ی مفصل با حامد جان داشت(قشنگ تر از این بلد نیستم بخندم!!!!)و(نازنین جان عکس هارو توی وبلاگشون گذاشتن) و یه خبر دیگه این که امروز تولد آقای میرحسین موسوی هستش!!!!(تولدتون مبارک مهندس.ایشاالله ۱۰۰۰۰ ساله بشی!!!!)متاسفانه تا الان نتونسته بودم برم دو خواهر رو ببینم ولی امشب قراره برمجمعه هم تیم محبوب ما یعنی استقلال با تیم محبوب اونا یعنی پرسپولیس بازی دارهیه دربی خیلی خفن!!!!!

حالا بگذریم از این حرف ها.من واقعا نمی دونم برای چی اپ کردم!!!!!

حتما حتما حتما نظرتون رو در مورد قالب و آهنگ و ... وبلاگ بگین. باشه....؟؟؟؟

منتظر نظرای قشنگتون هستم.بای بای

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 15:40 توسط زهرا| |

سلام دوستای گلم.

خوبید؟؟ خوشید؟؟ سلامتید؟؟

دلم براتون تنگ شده بود گفتم بیام یه اپ خداحافظ تابستون داشته باشم!!!!

آره دیگه، کم کم داره تابستون تموم میشه و .......

ماشالله، هزار ماشالله حامد جان چقدر توی دو خواهر خوشگل شده ، البته من هنوز نرفتم ولی قول جفت فیلم ها رو گرفتم!!!

مگید از کجا می دونم خوشگل شده؟؟ راستش  خوشگل بود اما توی این تیزری که پخش میشه خیلی ناز شده!!!

راستش من هنوز خبر ندارم وقتی نبودم از کدوم شبکه قرار پخش بشه اما می دونم عید فطر قراره از یکی از شبکه های سیما پخش بشه!!! چه خوب.....

خبر دیگه...راستش دیگه هیچ خبری ندارم که خدمتتون عرض کنم!!!

دوستای گلم اگه یه ده پانزده روز بهتون سر نزدم دلگیر نشین چون یه کم سرم شلوغه!!!

تشکر بابت نظرای قشنگتون، خوشحالم کردین.

دوستون دارم 100000 تا.

راستی عید فطر هم پیشاپیش مبارک!!! اگه برای نماز رفتید من رو هم دعا کنید.

خدانگهدار.

 

خدایا تو همیشه آغوشت بازه. به ما توفیق بده تا با فراموشی، این آغوش باز را از دست ندیم.

 

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 0:35 توسط زهرا| |

جشن بزرگ رمضان

ستاره های ایران در آسمان شهریار!!

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان شهریار

موسسه ستاره ها برگذار مینماید:

با حضور استثنایی:

حامد کمیلی

حامد بهداد

شهرام قائدی

شبنم قلی خانی

سیاوش خیرابی

و حمید فولادی،مازیار عصری،محمد علیزاده،احمد نایبی

جهت تهیه بلیط فقط به مراکز فروش مراجعه نمایید

مراکز فروش بلیط:

شهريار .خيابان ولي عصر .بالاتر از چهار راه مخابرات .کتاب فروشي بهمن


kod:0262)- 3224363)

 شهريار .خيابان ولي عصر .جنب مانتو فروشي نگار .کتاب فروشي بعثت دو

 kod:0262)-3225717)

 شهريار .خيابان انقلاب  جنب امامزاده اسماعيل کتابفروشي بهمن


kod:0262)-3265785)

 انديشه فاز يک نبش خيابان اول شرقي عکاسي دوقلوها 

kod:0262)-3563810)


 فرديس بين کانال و فلکه سوم نبش خيابان غربي قديم فروشگاه جوانه پويا


kod:0261)-6500515)

زمان: ۲۶ الی۲۸شهریور

مکان:شهریار-مجموعه ورزشی شباهنگ

ساعت اجرا: ۲۰:۳۰ الی ۲۲:۳۰

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 10:3 توسط زهرا| |

سلام دوستای گلم.

این هفته دست پر اومدم با خبرای خیلی خوب از حامد جــــان!!!!

اول از همه این که کارگردان فیلم پنجاه کیلو آلبالو انصراف نداده و قراره دوباره کلید بخوره

دوم اینکه فیلم پسر آدم دختر حوا هم مراحل فنی رو پشت سر گذاشته و تدوینش هم تمام شده و تدوین نهایی به زودی شروع میشه و در نوروز 89 اکران عمومی میشه

و یه خبر خیلی خوب دیگه:قراره یه فیلم توی هفته دفاع مقدس از شبکه ی دو پخش بشه، حالا میگید کجای این خبر خیلی خوبه؟؟؟ای بابا خبر ندارید!!!!یه آقایی به نام سعید عالم زاده تله فیلم فراری را کلید زد، حالا با حضور کی کلید زد اون مهمه!!!!

با حضور حامد کمیلی و لیندا کیانی و مهران رجبی!!!!

مثل اینکه قراره در روز های آینده اسم فیلم هم تغییر بکنه. داستان فيلم درباره «حميد» و «بيتا» است كه عليرغم ميل خانواده حميد قرار است با يكديگر ازدواج كنند. هنگام خواستگاري اتفاقي رخ مي‌دهد كه شروع ماجراي جديدي براي "حميد " است.

ابن تله فیلم به مناسبت هفته دفاع مقدس از شیکه ۲ سیما پخش خواهد شد.

حالا چند تا عکس خوشگل که یکیش رو با اجازتون از وبلاگ سروناز جون برداشتم!!!!!

 

تردید

 

 

 

 

خب دیگه..عکسا قشنگ بود؟؟؟

تا اپ بعدی بای بای

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 12:6 توسط زهرا| |

سلام دوستای گلم.

خوبید؟؟ خوشید؟؟ سلامتید؟؟

به لطف خدا و عمو عزت(عزت الله ضرغامی!!!)امسال برای بار چهارم داره اغما پخش میشه، هم صبح هم شب(من هم که خوره هر جفتش رو می بینیم!!!!) ولی خیلی کار باحالی بود، همین پخش دوباره اغما رو می گم، من چند تا از قسمت ها رو نه پارسال دیده بودم نه سال قبلش!!!!

از اغما که بگذریم می رسیم به اتفاقای دیگه ی این چند وقت: محمود وزیر هاش رو به مجلس معرفی کرد که آخرش با رای نیاوردن علی آبادی باعث ایجاد شور و شعف بین مردم شد!!!!

خبر دیگه اینکه روزنامه ی اندیشه نو از توقیف در اومد و دوباره به چاپ رسید، روزنامه ی کلمه ی سبز هم با سردبیری میر حسین موسوی روی دکه ها آمد، همچنین صاحب امتیاز این روزنامه مهندس موسوی هستن.

دیگه خیلی حرف سیاسی زدم...بسه!!!!

دوستای گلم، ممنون از نظراتون، خیلی خوش حالم کردین. واقعا خوشحالم که دوستای خوبی مثل شما پیدا کردم که بهم سر می زنید و با نظراتون خوشحالم می کنید.

دوستان یه سوال داشتم که شاید به نظرتون مسخره بیاد!!! نظر شما در مورد عشق چیه؟؟!!!؟خیلی سعی کردم که این موضوع رو خودم با خودم حل کنم که اصلا عشق معنی میده یا نه، اما به نتیجه نرسیدم!!!!

لطف می کنید اگه جواب سوالم رو به صورت خصوصی برام ارسال کنید.

دیگه خیلی حرفیدم!!!

تا بعد خدانگهدارتون باشه

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 0:14 توسط زهرا| |

سلام دوستای گلم.

ببخشید که این 10 روز به کی یر نزدم اخه رفته بودیم مسافرت!!!!

جاتون خالی خیلی خوش گذشت، الان هم که دارم این رو براتون میگم یه اتفاق خیلی خوب دیگه رو پیش رو دارم!!!

اما بریم سر اصل مطلب...توی این یه هفته اتفاقات مهم زیاد اتاد ،جمعه ی هفته ی پیش شما و سیما از فیلم وقتی نبودم گزارش گرفته بود و من متاسفانه...متاسفانه فقط آخرش رو دیدم(از اونجایی که حامد آقا داشت ساز دهنی می زد!!)

دوم اینکه تیزر فیلم های اکران عید فطر در سینما های کشور اکران شد و سوم اینکه مهندس موسوی حزب تشکیل دادن و  چهارشنبه هم خیلی ناجوانمردانه یه راهپیمایی صورت گرفت که زیر سر دولت بود!!!!

خب..بگذریم...ببین این دوستی چیکار میکنه!!!

یکی از دوستان که تازه با وبلاگش آشنا شدم (دقیقا مثل آقا میلاد) علاقه ی زیادی به شادمهر داره و من به شخصه به خاطر ایشون آهنگ ترس شادمهر رو گذاشتم روی وبلاگ...خوبه یا نه؟؟؟؟

راستی یکی از دوستان گفته بود که عکس حامد جان تو همشهری جوان رو تو وبلاگ قرار بدم...بفرما:

باز هم ممنون از نظرای خوشگلتون ، خوشحالم کردین!!

راستی یه خبر مهم...ماه رمضون شده ها!!!!!

مهمونی خداست و دم افطار ما رو از دعای خودتون محروم نکنید(التماس دعای فراوان.....)

خب دیگه زیادی حرفیدم، فعلا یا علی.

 

نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 9:45 توسط زهرا| |


Design By : Night Skin